دوشنبه , آبان ۲۱ ۱۳۹۷
خانه / مجله / نامه آلبرت انیشتین به زیگموند فروید

نامه آلبرت انیشتین به زیگموند فروید

نامه آلبرت انیشتین به زیگموند فروید

یکی از مهم ترین نامه نگاری های تاریخ جهان است که نشان دهند وقایع مهمی است که در طی سالهای جنگ جهانی دوم رخ داد. آلبرت انیشین بسیار ناخوشایند بود و وی طی نامه نگاری هایی سوال هایی از زیگموند فروید داشت که فروید به استادی تمام جواب نامه وی را پاسخ داد.

 نامه

آقاي فرويد عزيز

آيا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتي براي بشريت وجود دارد؟ چرا بايد انسانها اين طور بي رحمانه همديگر را بكشند؟ چرا تمام كوششها براي يك صلح پايدار به شكست منجر شده است؟

چرا انسانها اين قدر خون خوار وبي رحم هستند؟ چرا مردم اجازه مي دهند ديكتاتورهاي جاني وديوانه از احساسات آنان سو استفاده كنند وآنان را تا مرز جنون وكشتن همسايگان خود به كار ببرند؟

آيا هدايت رشد روان انسان در جهتي كه توان مقابله با جنون نفرت ونابودي را داشته باشد امكان پذير است؟

پاسخ فرويد به آلبرت انيشتين

نامه 2

به طور كلي تضاد ميان انسانها وحيوانات با توسل به قدرت وخشونت خاتمه پيدا مي كند ، در انسانها چون اختلاف عقيده هم وجود دارد اين تضاد به بالاترين حد از انتزاع مي رسد . انسانهاي غارنشين كه به صورت گله حيوانات زندگي مي كردند قدرت بازو و مشت تعيين كننده مالكيت بود با پيدايش اسلحه واستراتژي جنگ، برتري فكري جاي زور بازو را گرفت. به طور كلي كشتن دشمن سبب ارضا يكي از غرايز انساني است اما به تدريج درنظامهاي بشري تغييراتي صورت گرفت و شيوه هاي توسل به زور به نفع حاكميت حقوق تغيير كرد. با نگاهي گذرا به تاريخ بشر مي بينيم كه همواره اختلافاتي پايان ناپذير ميان يك يا چند موجوديت اجتماعي، اختلافاتي ميان واحدهاي كوچك و بزرگ، محدوده هاي شهري – مناطق مختلف – ميان قبايل – ملتها وامپراتوريها وجود داشته كه اغلب با زورآزمايي وجنگ خاتمه يافته است .

برخي مانند هونها و مغولها وترکها در تاريخ بشر مانند طاعون ظاهر شدند و فقط بدبختي و تباهي به بار آوردند. جلوگيري قطعي از بروز جنگ فقط زماني ممكن است كه انسانها براي جايگزيني قدرت مركزي ورعايت احكام آن در هريك از موارد اختلاف به توافق اصولي برسند. آقاي انيشتين شما از سهولت بسيج مشتاقانه انسانها براي جنگ حيرت كرده و حدس زده ايد كه چيزي درون انسانها منشا اثر است و سپس از غريزه نفرت و نابودي كه كار اين گونه تحريكات را آسان مي كند نام برده ايد.ما روان شناسان به وجود چنين غريزه اي اعتقاد داريم و سعي كرده ايم تظاهرات و نشانه هاي اين غريزه را بررسي كنيم.

غرايز انساني به دو گونه اند

۱- غرايزي كه خواهان صيانت نفس و وحدت زندگي هستند اين غرايز را عشقي يا تمايلات جنسي مي نامند.

۲- غرايزي كه خواهان نابودي و مرگ هستند ما آنها را به غريزه پرخاشگري و غريزه تخريب خلاصه مي كنيم .

به نظر مي رسد كه هيچ يك از اين غرايز به تنهايي فعاليت نمي كنند

به طور مثال شخصي كه عاشق مي شود غريزه تصاحب و مالكيت و پرخاشگري هم در او تشديد مي شود اما غريزه تخريب يا مرگ و ويرانگري در درون هر موجود زنده اي فعال است و مي كوشد موجود زنده را به تدريج ويران و متلاشي كند و   حيات را به حالت بي جان برگرداند درحاليكه غريزه عشق وشهواني قطب مخالف آن است كه معرف كوششهاي زندگي هستند .

نامه انيشتين به فرويد

اميدي به محو تمايلات پرخاشگرانه انسانها نمي توان داشت . بلشويك ها اميدوارند بتوانند از طريق تضمين ارضا نيازهاي مادي و رفع اختلاف طبقاتي در جامعه و برابري پرخاشگري انسانها را از ميان بردارند. به نظر من اميدي واهي و خيالي باطل است چون بلشويكها حتي به پيروان خود نمي آموزند از كينه توزي و دشمني نسبت به يكديگر دست بردارند.

هدف ما محو كامل تمايلات پرخاشگرانه انسانها نيست

فقط بايد سعي كرد اين گرايش به گونه اي هدايت شود كه به صورت جنگ بروز نكند . امروزه در جوامع اكثريتي عظيم از مردم تشكيل مي دهند كه خوداستقلال وثبات عقيده ندارند و به مرجع قدرتي نيازمندند كه براي ايشان قادر به اتخاذ تصميم باشد . بايد دقت وكوشش بسيار به كار برد تا انسانهاي روشنفكر تحصيل كرده و داراي استقلال فكر – شجاع و حقيقت و، از لايه هاي بالاي جامعه تربيت نمود وهدايت توده هاي وابسته و فاقد استقلال را به آنان سپرد .

البته وضعيت مطلوب و دلخواه اجتماعي مركب از مردماني خواهد بود كه زندگي غريزي خود را مطيع و مقهور حاكميت خرد و عقل كرده باشند.  نمي توان تمام جنگها را در اساس محكوم كرد. تا زماني كه قدرتهايي وجود دارند كه بي رحمانه آماده نابودي ديگرانند، ديگران نيز بايد خود را براي جنگ مسلح كنند از ويژگيهاي روان شناختي تكامل فرهنگي، دو وي‍ژگي از اهميت زيادي برخوردارند يكي قدرت يابي عقل كه بر زندگي غريزي غلبه نموده است و ديگري دروني شدن تمايلات پرخاشگرانه با همه پيامدهاي سودمند و تمام عواقب خطرناكش. تا كي بايد انتظار داشت تا مردم دنيا صلح طلب شوند؟ نمي دانم . تنها اميد من به نگرش فرهنگي وديگري ترس موجه از تاثيرات و پيامدهاي جنگ است. هرچيزي كه به تكامل فرهنگي ياري رساند (مانندكتاب – …) وآن را تقويت و تسريع كند، بي گمان كاربردي مثبت عليه جنگ دارد .

                                              دوستدار شما زيگموند فرويد

گردآورنده: هادی زند کارشناس ارشد روانشناسی

 

درباره‌ی Hadi Zand

همچنین ببینید

عوامل موثر در رشد شخصیت کودک

در رشد و تکامل شخصیت کودک عوامل چندی دست اندر کارند. میزان تاثیر این عوامل …