پنج شنبه , مهر ۲۶ ۱۳۹۷
خانه / پاسخ سوال شما / برخورد درست با شکست

برخورد درست با شکست

ویلیام سارویان درباره شکست چنین می گوید

ویلیام سارویان

افراد خوش رفتار به این دلیل نیک خصلتند که به وسیله شکست به درایت و حکمت قضایا دست یافته اند. آیا این نکته تعجب آور است؟ چنانچه فکر و ذکرتان چگونه آموختن باشد، در این صورت از این نظریه که می گوید، از شکست می توان به درایت و حکمت دست یافت، مطمئنا حیرت نخواهید کرد. ما از موفقیت مطالب چندانی نمی آموزیم. در واقع راحتی، آسودگی و در عین حال بی خیالی و غرور می آورد. هنگامی که از پس کاری به راحتی بر می آییم، به طور طبیعی تمایل به ادامه آن داریم، هر چه در آن زمینه موفق تر باشیم، به تغییر و در نتیجه به رشد تمایل کمتری نشان می دهیم. شکل معکوس یک ضرب المثل قدیمی چنین است:

هیچ امری مانند موفقیت، انسان را به سوی شکست سوق نمی دهد

 

برای آموختن این درس ساده ی زندگی هیچ راه و روش دیگری وجود ندارد. اگر می خواهید فرزندانتان شور و شعف موفقیت را تجربه کنند، به آنها بیاموزید چگونه می توان از شکست ها درس گرفت. در اینجا بین عدم توفیق در انجام کاری و آدم شکست خورده تفاوت مهمی وجود دارد. هیچ کس را نمی توان نا موفق به حساب آورد؛ چون هر کسی به علت برخورداری از موهبت حیات، دارای اصالت ذاتی و فطرتا ارزشمند است.

شکست خوردن

تضمینی نیست که انسان هرگز در زندگی دچار شکست نشود

 

چنانچه مایلید در زندگی آدمی موفق شوید، باید درس شکست را به خوبی فراگیرید. به خاطر داشته باشید ما از شکست های خود درس می گیریم. موفقیت هایمان ما را به سوی آسودگی خاطر، بی خیالی، غرور و خودپسندی سوق می دهد. اگر بخواهیم فرزندانمان افرادی آزادمنش و با درک بالایی باشند، باید به آنها بیاموزیم که نه تنها شکست قابل قبول است بلکه یک ضرورت است. این همان بینشی است که باعث می شود همه نوآوران و مبتکران بزرگ با وسواس و دقت فراوان به کار خود ادامه دهند. توماس ادیسون که بیشتر عمر خود را به بررسی مجهولات و امور ناشناخته می پرداخت چنین می گفت: به من یک آدم کاملا راضی و خرسند نشان بدهید، من هم به شما یک آدم نا موفق را نشان خواهم داد.

شکست خوردن1

از شکست نترسید

 

و به فرزندان خود کمک کنید تا تفاوت بین عدم موفقیت در انجام کاری و شکست خوردن را درک کنند. برای نیل به این مقصود، باید ببینیم تا چه حد کسب موفقیت فکر و ذهن ما را به خود مشغول کرده است.

در ملاقات هایم با والدین، می بینم که بسیاری از آنها تاکید بسیار شدید بر برنده شدن و نفر اول شدن دارند و فرزندان خود را نبز به همان سمت سوق می دهند. پدری می گفت که دختر کلاس دومش مرتبا می گوید: باید همه نمراتم در مدرسه بیست باشد تا بتوانم به بهترین دانشگاه بروم. بچه ها در این سن وسال به جای نگرانی از اینکه مبادا وارد دانشگاه خوبی نشوند، باید شاد و خندان باشند، از زندگی لذت ببرند. همین پدری که با غرور و افتخار از رسیدن فرزندانش به درجات عالی در زندگی سخن می گفت، فشار خونش بالا بود و همیشه نگران بود که مبادا روزی پول کافی نداشته باشد. به ندرت شکست به مفهوم سنتی و قدیمی آن را تجربه کرده بود، ولی با این حال، آرامش درونی نداشت، پریشان و نگران بود، با این وجود، به فرزندان خود می آموخت که مثل او باشند.

گردآورنده: هادی زند کارشناس ارشد روانشناسی

درباره‌ی Hadi Zand

همچنین ببینید

روانشناس 231

روانشناسی چیست؟ (قسمت سوم، رفتار انسان)

رفتار انسان روانشناسی علم رفتار است. اما معنی حقیقی رفتار چیست؟ شما ممکن است تصور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *