پنج شنبه , مهر ۲۶ ۱۳۹۷
خانه / مجله / آیا زندگی زناشویی ازهم پاشیده را می توان از نو سامان داد؟

آیا زندگی زناشویی ازهم پاشیده را می توان از نو سامان داد؟

این عقیده بین مردم شایع است که یک بار که عشق با شکست روبرو گردد دیگر نمی توان آن را از نو زنده کرد. آیا این استدلال در هر مورد قابل توجیه است؟ و یا شخص می تواند امیدوار باشد که عشق مرده را می توان از نو زنده کرد؟ آیا شما می توانید خوشی هایی را بدوا در هنگام انتخاب همسر خود احساس می کردید، از نو احساس بکنید؟ این سئوالات در پاره ای از اوقات اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. برای بسیاری از افراد، طلاق یک روسوایی غیر قابل تحمل است.

 زندگی زناشویی

چیزی است که نباید در تحت هیچ وضعیتی درباره اش اندیشید. کسانی که به طلاق از این نظر نگاه می کنند حاضرند به هر مقدار درد و رنج تن در دهند و هر روز بار شکنجه ای را که تقریبا غیر قابل تحمل است، به دوش کشند تا اینکه سرانجام برای رهایی از درد و رنج در دادگاه به جستجوی طلاق پردازند.

وقتی بچه ها هم مجبور می گردند در رسوایی شرکت کنند، بر میزان مشکلات بسی افزوده می شود لذا به جاست به دقت به هر وسیله ی ممکن به فکر احیای عشق از دست رفته بیفتیم.

در کوشش برای دادن پیشنهاد های معقول جهت حل این مسئله مهم و جدی، شخص باید قبل از هر چیز دیگر عوامل اجرایی که در تغییر سلوک و رفتار موثرند، تعیین بکند چرا دیگر دلبرتان برای شما جذبه ای ندارد؟

 زندگی زناشویی 1

چرا هیجاناتی را که سابقا شما را در خود غرق می کرد، دیگر احساس نمی کنید؟ چرا چشم و تماس دست قدرت اغواکننده خود را از دست داده اند؟ این تغییر در اثر بروز علل قاطع و معین به وجود آمده است و وظیفه شماست تا آنجایی که ممکن است کیفیت این تغییر را تعیین کنید.

تقریبا در هر مورد، تغییر در اثر افراط کاری به وجود آمده است این تغییر اکثرا در اثر خواهش ها و توقعات مفرط شوهر به وجود می آید. وقتی که یک مرد از چیزی که به اصطلاح حقوق زناشویی مرد خوانده شده سو استفاده بکند و از همسرش خواستار شود او را در همه اوقات خشنود و راضی نگاه بدارد بالطبع افراط کاری بروز خواهد کرد. در تحت این چنین شرایط قوانین حقوق مرد را قبول ندارد.

عاشقان

در موقعی که رابطه می خواهد برقرار شود، این حق و امتیاز زن است که تصمیم لازم را بگیرد و آن را به مرد دیکته کند وقتی که مرد این حق را به خود اختصاص می دهد باعث از بین رفتن عشق می گردد، باید خود او را مقصر شناخت در بعضی موارد وقتی که زن قادر نگشته باشد غرایز وجود خود را پرورش بدهد و یا درجایی که این امیال بطور غیر سالم رشد کرده باشد، محبت می تواند به آسانی ناپدید گردد.

برای این که  زوج ها را درمان کنیم، باید قبل از هر چیز دیگر علت ها  را کشف کنیم. هم چنان در موقع کوشش برای احیای یک زندگی زناشویی، باید علت بروز اختلاف را درک و کشف کنیم.

نخستین نسخه ی درمانی

که تقریبا در هر مورد باید مورد استفاده قرار گیرد، غیبت برای مدتی لازم خواهد بود. چنانچه زن و شوهری که دارای اختلافات شدید هستند برای مدتی از یک دیگر دور باشند بدون تردید برای آنها خیلی آسان تر خواهد بود که بر مشکلاتشان غلبه کنند.

در هنگام این غیبت باید با هر وسیله ممکن خود را جسمی و روانی تقویت کنند. تا این تقویت کردن موجب این شود که فرد بتواند تصمیم های درست و منطقی برای خود و همسراش بگیرد، بدون هیچ گونه داوری اشتباه.

گردآورنده: هادی زند کارشناس ارشد روانشناسی  

 

درباره‌ی Hadi Zand

همچنین ببینید

روانشناس 231

روانشناسی چیست؟ (قسمت سوم، رفتار انسان)

رفتار انسان روانشناسی علم رفتار است. اما معنی حقیقی رفتار چیست؟ شما ممکن است تصور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *