سه شنبه , شهریور ۲۷ ۱۳۹۷
خانه / مجله / آیا داشتن ترس دشمن پیروزی و موفقیت شما خواهد بود؟

آیا داشتن ترس دشمن پیروزی و موفقیت شما خواهد بود؟

ترس بزرگترین دلیل عدم موفقیت ها و رسیدن های است که می توان تصور کرد. اگر قرار باشد بزرگترین دشمن خود را نام ببرید باید به طرف ترس درونی خود نگاه کنید.

ترس 1

اگر می خواهید قبل از آنکه هر گونه ریسکی بنمایید تضمین داشته باشید که همه چیز به ترتیب دلخواه پیش خواهد رفت، اولا هیچگاه آن کار را شروع نخواهید نمود، زیرا تاکنون قولی در مورد آینده به هیچکس داده نشده است. ثانیا به هیچ تضمینی در مورد آینده ی زندگی نیز وجود ندارد.

بنابراین برای آنکه انتظارات خود را در زندگی برآورده نمائید اجبارا باید افکار ترس آور را دور بریزید

به علاوه تقریبا کلیه ی این افکار ترسناک صرفا در مغز شما وجود داشته و هیچگاه فجایعی که فکرشان را می کنید خارج از مغز شما به تحقق نخواهند پیوست. این گفته یکی از بزرگان را نیز به یاد داشته باشید که می گوید: من فرد کهنسالی هستم که در زندگی دردسرهای زیادی داشته ام که اغلب آنها هیچگاه اتفاق نیفتاده اند.

ترس 2

روزی خانم مراجعی که از بیماری ترس مزمن رنج می برد به من مراجعه نمود. یکبار او هنگام کودکی شش کیلومتر پیاده روی کرده بود تا به منزل برسد، زیرا از راننده اتوبوس می ترسید. او می گفت در کودکی همواره از موضع ترس عمل کرده است. از امتحانات به شدت وحشت داشت و حتی در چنین مواردی دچار تب و استفراغ حاد می شد به طوریکه هر وقت نوبت او می شد قادر نبود در محل حاضر شده و در مدرسه در حضور سایرین سخنرانی کند.

در سن بلوغ آنقدر خجالتی و ترسو بود که هنگامی به یک مهمانی می رفت و ادرار داشت، از ترس آنکه مبادا سایر مهمانان صدای آب را در توالت بشنوند و به او بخندند از توالت رفتن خودداری می کرد.

این مراجع

مجموعه ای از شک و تردید همراه خود داشت. ترس به تمام هستی او حکمفرمایی می کرد و چون از این حال و قربانی شدن به وسیله ترس به جان آمده بود به من مراجعه کرد. بعد از چند جلسه که من او را تشویق به گرفتن ریسک های ساده کردم، در درجه اول شروع به شناختن پادزهر ترس در خود نمود. او با مثال ساده ای مثل اینکه به مادرش بگوید که مثلا هفته بعد به دیدنش نخواهد آمد شروع کرد.

البته برای او این یک گام بزرگ بود

کم کم شروع به تمرین مواجهه صحیح با مامورین و مسئولین ادارات و یا گارسونهای کافه نمود که به او آنطور که می بایست سرویس مورد نظر را ارائه ننموده بودند. و بالاخره در آخر معالجه موافقت کرد یک سخنرانی پنچ دقیقه ای در یکی از کارگاه های ما داشته باشد. البته هنگام ایراد این سخنرانی از درون عرق کرده بود، ولی به هر حال ادامه داده و آنرا تمام کرد.

مشاهده ی این که دگرگونی در بیمار فوق و اینکه او احساس و رفتار مبارزه با ترس را در خود به وجود آورده بود بسیار دیدنی و جالب توجه بود. اگر چه در حال سخنرانی در حضور دیگران قدری عصبی بود، ولی هیچ یک از افراد کلاس نتوانسته بودند حالت عصبی و یا مردد بودن او را تشخیص دهند.

ترس 3

ترس باعث رنج است

و هنگامیکه بالاخره منجر به رفع خطر و امنیت نشود بدون دلیل باعث رنج و عذاب شده است. بنابراین هر کوششی که در راه از بین بردن ترسهای بیهوده به عمل آید، گامی در راه شادکامی در زندگی بشری است.

تجربه را به عنوان پادزهر ترس مورد استفاده قرار دهید.

هیچگاه نمی توان احساسی را که از رهائی از دست ترس و تشویش به انسان دست می دهد درک نمود، مگر آنکه رفتاری که منجر به مواجهه با آن ترس می باشد در پیش گرفت. شما ممکنست با دوست خود آنقدر حرف بزنید که حدی نداشته باشد، یا آنقدر دندانهای خود را به هم بسائید تا از بین بروند و سراپا خیس عرق شوید، آنقدر به دوستانی که می گویند چیزی نیست که انسان از آن بترسد گوش کنید تا تقریبا کر شوید.

ولی مطمئن باشید

هیچگاه حقیقتا طرز مبارزه با ترس را یاد نخواهید گرفت، مگر اینکه در مورد آن عمل کنید. همانطوریکه کسی نمی تواند به شما یاد دهد چگونه بترسید، به همین ترتیب هم هیچکس نمی تواند به شما بیاموزد که چگونه نترسید. ترس ها و تشویش های شما احساس منحصر به فرد شما بوده و این شما هستید که باید با آنها مبارزه کنید و بس.

گردآورنده: هادی زند کارشناس ارشد روانشناسی

 

درباره‌ی Hadi Zand

همچنین ببینید

پندار های خاموش

پندار های خاموش خطر آفرین چیستند؟ و باید چطور آنها را بشناسیم؟ پندار های خاموش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *