سه شنبه , شهریور ۲۷ ۱۳۹۷
خانه / مجله / آزادی چیست؟ و آزاد بودن چگونه است؟

آزادی چیست؟ و آزاد بودن چگونه است؟

آزادی به هیچ کس در روی زمین اعطا نمی شود. شما باید آزادی را خودتان بدست آورید. اگر کسی چنین چیزی را به شما اعطا نمود مطمئن باشید آن آزادی نیست، بلکه داده ایست از طرف آن شخص که بالاخره قیمت آنرا از شما مطالبه خواهد نمود.

آزادی

معنای آزادی اینست که بتوان بدون وجود مانع در مقابل خواسته، یا اختیار خود زندگی نمود. هر چیزی کمتر از این حد نوعی بردگی است. اگر شما در انتخاب خود آزاد نیستید، چنانچه آنطور که می خواهید نمی توانید زندگی کنید، و یا با جسم خود آنطور که مطابق میلتان است رفتار کنید ( مشروط بر اینکه این امر با آزادی دیگران تداخل نداشته باشد) در این صورت فاقد آن تسلطی که در این جا راجع به آن صحبت می شود بوده و بدین ترتیب از پایه بازیچه قرار گرفته اید.

آزاد بودن به معنای انکار مسئولیتها در قبال افراد مورد علاقه و نیز همنوعان شخص نیست

در حقیقت آزادی شامل داشتن حق انتخاب در مسئولیتها نیز می باشد. ولی هیچ جا نوشته نشده، هنگامیکه خواسته های دیگران در تضاد با آنچه که شما می خواهید باشند باید مطابق میل دیگران رفتار کنید. می توان در عین داشتن مسئولیت آزاد نیز بود.

اغلب اشخاصی که سعی دارند به شما بگویند که نمی تواید این کار را بکنید، و کوشش شما را برای به دست آوردن این آزادی خودپسندانه می خوانند، آنهایی هستند که بر شما مسلط بوده و در این حال به خطری که اکنون از جانب شما متوجه این ابزار تسلط شده است معترض می باشند. اگر این اشخاص موفق شوند احساس خود پسندی را به شما الغاء کنند، توانسته اند احساس گناه در شما به وجود آورده و در نتیجه تحرک و قدرت مانور را از شما سلب کنند.

آزاد شدن

انسانی که فرمانروای خود نباشد آزاد نیست. این جمله را بدقت بخوانید. اگر شما برخود مسلط نباشید طبق این تعریف آزاد نیستید

برای آزاد بودن لزومی به فوق قدرتمند بودن و یا اعمال فشار به دیگران به منظور مطیع کردن آنها نیست. به همین ترتیب برای اثبات تسلط خود لزومی به فراهم نمودن موجبات ترس و ناراحتی دیگران نیست.

آزادترین مردم روی زمین کسانی هستند که در مورد خود احساس آرامش داخلی می نمایند. این اشخاص به طور ساده از اینکه توسط دیگران به این سو و آن سو کشیده شوند امتناع نموده به طور آرام و موثر سعی در راه بردن زندگی خود دارند. اشخاص مذکور از نقش آزادی خود در اجتماع از قبیل پدر بودن، کارمند موسسه ای بودن و یا حتی صرفا یک شخص بالغ بودن لذت می برند.

آنها در این آزادی می توانند هر نوع هوائی را تنفس کنند، بدون اینکه نگران احساس دیگران درباره خود باشند، البته زیر سایه ای آسیب نرساندن به دیگران.

چنین اشخاصی در حالیکه گرفتار تعبیر خود خواهانه ی دیگران در مورد مسئولیت نیستند، در عین حال انسانهای مسئولی نیز می باشند. ولی چگونه می توان چنین حالت آزاد و سالمی را از میان گذشته های آکنده از عادات بازیچه شدن که توسط نیروی اجتماعی و گذشته خود شما شکل گرفته است بیرون کشید؟

ترک عادات بازیچه شدن

هنگامی که طفل خردسالی هستید طبیعتا به علت موقعیت بخصوصتان در خانواده، اغلب اوقات بازیچه می باشید. سر نخ های شما بطور دائم کشیده شده، وقتی لب به شکوه می گشائید می دانید که کمتر اوضاع به دلخواه می باشید. در این حال می دانید که نمی توانید احتیاجات خود را راسا فراهم آورید. از اینرو راههای دیگری به جز پیروی از برنامه های تدوین شده توسط بزرگترها وجود ندارد. برای اطمینان از این وضع کافی است حدود ۲۰ دقیقه از منزل دور شوید، تا درک نمایید که به تنهائی چقدر عاجز می باشید. بنابراین بالاخره یادگرفتید که باید با حقایق کنار بیائید.

البته منطقی بود که در کودکی دیگران به شما بگویند چه باید بکنید، زیرا خود شما واقعا قادر به اینکار نبودید و در حالی که سعی می کردید تا بیشتر روی پای خود بایستید در عین حال از اینکه دیگران به جای شما فکر نموده و راه و روش زندگی را برای شما تعیین می کردند چندان ناراحت نبودید.

پس از بلوغ ممکن است پاره ای از عادت کودکی خود را ادامه دهید. این عادت در حالیکه در سنین پائین منطقی و درست می باشند، پس از بلوغ باعث بازیچه قرار گرفتن شما می شوند. بدین ترتیب امکان داشت در بچگی شخصی دائم شما را به این طرف و آن طرف می کشیده و شما به نحوی به این حال خو گرفته باشید که بر حسب عادت این کار را در بزرگی نیز ادامه دهید.

رهائی

مهمتر از همه چیز

ترک عادت بازیچه قرار گرفتن احتیاج به دور کردن پاره ای از عادات دارد. عادات سالم و خوب هم مانند عادت بد پس از آنکه تصمیم به کسب آنها گرفتند از طریق تمرین به دست می آیند. باید دانست در حالی که لازم نیست هر کاری را به طریقه ای که خود می پسندید انجام دهید، ولی حداقل می توانید انتظار داشته باشید که از آنچه در زندگی اتفاق می افتد ناراحت نگردیده، در نتیجه ی آنها دچار عدم تحرک و یا تشویش نشوید. از اینرو چنانچه مصمم شوید ناراحتیهای داخلی را از خود دور کنید یکی از بزرگترین عادات بازیچه قرار گرفتن را که غالبا برخویش تحمیل کرده اید از خود دور ساخته اید.

رهائی از دامهای بازیچه قرار گرفتن که توسط دیگران گسترده می شوند و یا شما در آنها طوری گرفتار شده اید که کاملا از اینکه نمی توانید تصمیمات خود را به مرحله اجرا در آورید سر خورده شده اید، شامل یک برنامه چهار مرحله ای است.

چهار مرحله رهائی

۱ . باید یاد بگیرید شرایط زندگی خود را چگونه ارزیابی کرده و بسنجید. ارزیابی شما نباید احساسی کامل باشد در واقع باید منطقی و احساسی باشد.

۲ . یک طرز فکر و توقع قوی ضد بازیچه قرار گرفتن در خود به وجود آورید.

۳ . از انواع غالب تله های بازیچه شدن که در زندگی و یا فرهنگ ما وجود دارد کاملا آگاه باشید.

۴ . اصولی به وجود آورید که بتوانند شما را به سوی استراتژیهای درست و لازم در زندگی در جهت بازیچه قرار نگرفتن رهنمون کنند.

گردآورنده: هادی زند کارشناس ارشد روانشناسی

 

درباره‌ی Hadi Zand

همچنین ببینید

پندار های خاموش

پندار های خاموش خطر آفرین چیستند؟ و باید چطور آنها را بشناسیم؟ پندار های خاموش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *